درباره وبلاگ

به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چيست؟ گفت از من زيبا تر به شمع گفتم عشق چيست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چيستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم ...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
به نام آ ن کسی که ابر را می گریاند تا گل را بخنداند دوست عزیز گاهی ابر خندان سایه ی رگبارش بر دستی می افکند و غزیزترین کسان را از انسان می گیرد . اگر روزی مرا در تابوتی سیاه دیدی که به قبرستان می بردند قطره ای اشک برایم بریز تا تنم را با آن بشویم گفتمش نقاشی را نقشی بکش از زندگی با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
نوشته شده توسط تایا رحمانی در شنبه هجدهم شهریور 1385 ساعت 5:48 موضوع | لینک ثابت
عزیزم برای از تو سرودن بهانه لازم نیست سبد سبز غزل عاشقانه لازم نیست تو خود سخاوت سبز بهار و بارانی برای درک حضورت جوانه لازم نیست تو چون نشانه راهی نشانه لازم نیست همیشه در قلب منی فکر می کنم اسمت بر روی قلبم حک شده است دیگر پاک شدنی نیست نمی خواهم بگویم دوستت دارم می خواهم احساس کنی دوستت دارم ![]()

نوشته شده توسط تایا رحمانی در شنبه یازدهم شهریور 1385 ساعت 11:31 موضوع | لینک ثابت